نقش سیاست گذاری هوش مصنوعی در پذیرش فناوری های هوشمند در سازمان ها: بررسی نقش نگرش، اعتماد و اضطراب فناوری کارکنان
دوره 2، شماره 2، 1405، صفحات 289 - 293
1 - دانش آموخته کارشناسی ارشد، سیاستگذاری علم و فناوری، دانشگاه شریف
چکیده :
گسترش سریع هوش مصنوعی و فناوری های هوشمند، الگوهای سنتی مدیریت و فعالیت سازمانی را دستخوش تغییر کرده و سازمان ها را با ضرورت تدوین سیاست های مناسب برای توسعه، استقرار و استفاده مسئولانه از این فناوری ها مواجه ساخته است. اگرچه سرمایه گذاری فناورانه و دسترسی به زیرساخت های دیجیتال از الزامات پذیرش فناوری های هوشمند محسوب می شوند، موفقیت این فناوری ها تا حد زیادی به عوامل انسانی و روان شناختی کارکنان وابسته است. هدف این مقاله بررسی نقش سیاست گذاری هوش مصنوعی در پذیرش فناوری های هوشمند در سازمان ها، با تأکید بر نگرش، اعتماد و اضطراب فناوری کارکنان است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و مروری، ضمن بررسی ادبیات مرتبط با سیاست گذاری علم و فناوری، پذیرش فناوری، مدیریت سازمانی و روان شناسی فناوری، سازوکارهای اثرگذاری سیاست های هوش مصنوعی بر رفتار کارکنان را تحلیل می کند. نتایج نشان می دهد که سیاست گذاری شفاف، مشارکتی و مبتنی بر اصول اخلاقی می تواند از طریق افزایش اعتماد کارکنان، کاهش ابهام و ایجاد نگرش مثبت نسبت به فناوری، زمینه پذیرش مؤثرتر فناوری های هوشمند را فراهم کند. در مقابل، سیاست های مبهم، کنترل گرایانه یا فاقد سازوکارهای ارتباطی مناسب می توانند موجب افزایش اضطراب فناوری، مقاومت کارکنان و کاهش تمایل آنان به استفاده از ابزارهای هوشمند شوند. بر این اساس، سیاست گذاری هوش مصنوعی نباید صرفاً بر ابعاد فنی، اقتصادی و بهره وری متمرکز باشد، بلکه لازم است عوامل انسانی و روان شناختی نیز در فرآیند سیاست گذاری مورد توجه قرار گیرند. مقاله استدلال می کند که ترکیب سیاست گذاری فناورانه با مدیریت تغییر، آموزش سواد هوش مصنوعی، تقویت اعتماد و کاهش اضطراب فناوری می تواند به شکل گیری محیط سازمانی آماده برای پذیرش پایدار و مسئولانه فناوری های هوشمند کمک کند.
- 1405/06/01
- 1405/06/11
- 1405/06/22
- 14
- 8
